آسمان می طلبد!
دستهبندی نشده
۲ Comments 
دستهبندی نشده
۲ Comments 
دستهبندی نشده
۵ Comments این بار می خواهم نقل کنم مطلبی را از خصال شیخ صدوق باب خصلت های سه گانه
عنوان: نشانه های سه گانه
حمّاد بن عیسی از امام صادق (ع) نقل می کند که فرمود : لقمان به پسرش گفت: فرزندم ! هر چیزی علامتی دارد که با آن شناخته می شود و بر آن گواه است:
دین سه علامت دارد: دانستن،ایمان وعمل کردن به آن.
ایمان سه علامت دارد: ایمان به خدا، کتابها و پیامبران او.
عالم سه علامت دارد: علم به خدا، شناختن آنچه خدا دوست دارد و یا از آن بدش می آید.
عمل کننده سه علامت دارد: نماز و روزه و زکات.
شخص ناسازگار سه علامت دارد: با بالاتر از خود ستیز می کند و آنچه را که نمی داند، می گوید و در طلب چیزی اسصت که به آن نمی رسد.
ستمگر سه علامت دارد: به آنکه بالاتر از اوست با نافرمانی ظلم می کند، به پایین تر از خود با غلبه ، ظلم می کندو ستمگران را یاری می دهد.
منافق سه علامت دارد: زبانش با قلبش و قلبش با عملش و آشکارش با نهانش مخالف است.
گناهکار سه علامت دارد: خیانت می کند و دروغ می گوید و با آنچه می گوید مخالفت می کند.
ریاکار سه علامت دارد: وقتی تنهاست کسالت به خرج می دهد و وقتی با مردم است با نشاط عمل می کند و در هرکاری ستایش مردم را می جوید.
حسود سه علامت دارد: وقتی کسی غایت است غیبت او را می کند و چون حاضر باشد به او تملق می کند و مصیبت زده را شماتت می کند.
اسراف کار سه علامت دارد: آنچه شایسته ی او نیست می خرد و آنچه شایسته ی او نیست می پوشد و آنچه شایسته ی او نیست می خورد.
تنبل سه علامت دارد: سستی می کند تا وظیفه اش را انجام ندهد، وظیفه اش را انجام نمی دهد تا آن ضایع گردد و ضایع نمی شود مگر این که گناهکار باشد.
غافل سه علامت دارد : سهو، بازی و فراموشی .
همه ی قسمت هایش برایم جالب بود، اما سه نشانه ستمگر برایم جالب بود ، چرا که من تا حالا فکر می کردم ستمگر کسی است که به زیردستش ظلم می کند، اما حال فهمیدم ستمگر به بالادستش نیز با نافرمانی ظلم می نماید.
امید که نشانه های سه گانه ی خصلت های خوب ، در شما تجلی یابد. یا علی
دستهبندی نشده
۲ Comments امروز هوا خوب است
انگار تازه بهار شده
پنجره های خانه را گشوده ام تا نسیم حیات بخش بهاری، حتی اجسام بی جان خانه را حیات دهد!
برعکس روز اول عید که برایم عید نبود! امروز می خواهم با تمام وجود بخوانم :
یا مقلب القلوب و الابصار ، یا مدبر اللیل و النهار ُ ، یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن حال.
سالی که گذشت پر بود از فراز و نشیب ، همچون سالهای دیگر …
و امتحان های کوچک و بزرگ …
کم کم داشتم، کم می آوردم… ومی خواستم بی خیال شوم، بی خیال بزرگ شدن…
اما امروز باز هم دلم می خواهد بزرگ شوم…
و سرآغاز عید امروزم این خواهد بود که بگویم : لا اله الا انت ، سبحانک انی کنت من الظالمین.
ابتدا می خواهم که خداوندا مرا ببخشی
راستش ، با این همه بار گناه ، رویم نمی شود که پپیشِ توم آیم ، خدایِ من!
و می دانم که می بخشی ، بدکرده هایم را
مَولایَ یا مَولا، اُنتَ الغَفورُ و اَنا المُذنِبُ ، و هَل یَرحَمُ المُذنِبَ اِلا الغَفور
.
.
.
و خدا می داند که دوست ش دارم ، هر چند آن نمی کنم که اقتضای دوست داشتن است!
حالتان بهاری باد.
دستهبندی نشده
No Comments سیزده به در شد یا سیزده دربه در شد نمی دانم!
اما به من که خوش گذشت … مگر می شود در میان طبیعت بود و لذت نبرد، از این همه زیبایی؟!

دستهبندی نشده
No Comments شب تاریک و دلم پرآتش
در درون غوغاییست
لیک آبی نبود
که نشاند عطش ِ سوخته دل را
چه کنم؟
و خدا می داند
من به او می نازم
گرچه ضعف است سرپای وجودم
لیکن
او بود نعمَ نصیر و
رسد داد ِ اسیر
شب عجب طولانی ست
آن زمانی که دلت می گیرد
دلتان دریا باد. ساحلش آرامش. و نگیرد ای کاش
… و خدا می خندد![]()