کتاب زندگی

jaddeh

شتاب نکنید! این هم می گذرد!
پایکوبی نکنید! این هم می گذرد!
زمان هم برای خودش کسی است!
استوار قدم برمی دارد و هیچ نمی تواند متوقفش کند.
شاد باشی یا غمگین، او می رود و می رود و می رود تو چه می کنی ؟
می مانی در گذشته های تلخ و شیرینت، و یا با گذر زمان گام بر می داری؟
نظاره کن!
شاید باور نکنی، این تو هستی با اینهمه خاطره در فراز و نشیب زندگی
کتابی ست برای خودش …
کتابی که خوب می فهمی اش
نه نیازی به ترجمه دارد نه نیازی به شرح و تفسیر
کتاب زندگی
نویسنده اش من
انتشارات ش هستی
درب کتاب را که می گشایی آغازش با گریه یی معصومانه شروع می شود
ورق که می زنی، گاهی کنار چشمانت اشک میهمان می شود و گاهی کنار لبانت لبخند جای می گیرد
می خوانی و می خوانی فصل های زندگیت را
گاهی وسوسه می شوی صفحه های ننوشته ی کتاب را هم بخوانی!
صفحاتی که تا زمان عبور نکند نوشته نخواهد شد .
آخرش را من برایت می خوانم همانند آغاز کتاب صدای گریه به گوش می رسد
این بار آغوش مادر دربرت نمی گیرد به اندازه ی قد و قامتت خاک تو را در آغوش می کشد
همانند آغاز پارچه یی سفید لباست می شود
آری، ته ته تمام کتاب های زندگی همین ست، گاهی با کمی تغییر
بعضی ها را می سوزانند، بعضی در آب پایان میابند و بعضی …
فکر نکن که تو فرق می کنی!

jaddehکتاب زندگی ت پایان میابد اما، این کتاب تنها یک جلد نیست.
جلد بعدی را در آغاز دیگرت خواهی نوشت!
کتاب های زندگی تان آسمانی