قاطی نوشت

همه دنبال مطالب قشنگ
و کاربردی می گردند ، یا مطالبی که سرگرمشون کنه یا …

می گند گذشته ها گذشته پس فردا که بشه امروز پارساله

بنابرین می خوام یه خرده قاطی بنویسم !

بده ؟ خب شما نخونید
، اجباری نیست

روزگاری شد آنچه می بایست می شد و می شود آنچه باید بشود.

گل همه رنگش خوبه چون گله خار هم خوبه چون حافظ گله

سه سه تا نه تا دیدید جدول ضرب بلدم البته شاید روزی خلاف
این ثابت بشه … بی خیال روزی

شب شد ، شد که شد ، این نیز بگذرد

چیه چرا از آینه ایراد می گیره ،روم به دیوار جمال شما معیوبه

من رفتم تو رفتی او رفت ، صرف فعل بود بلدی که ؟

دردش از یارست و درمان با استامینوفون کدیین ، جان تو

بگو سیب … چیه فکر کردی ازت عکس رایگان می گیرم عمرا

تا توانی دلی بدست آور، کو دل؟ گفت انکه یافت می نشود آنم
ارزوست .

بهار اومد ، اومد که اومد ، زمستون هم یه روز اومده بود !

آب … دلم گرفت.

تاب تاب نندازی ، بندازی چی بود ؟  نفهمیدم آخرش بندازه خدا یا نندازه!