خود را به آب و آتش می زنند تا خوشبخت شوند.
و من نیز چون دیگران.
براستی ، خوشبختی کجاست؟
در مال؟ در مقام ؟ در فرزند؟ در همسر؟
سعادت در تمامی عالم جاری ست.
و اگر تمامی عالم را خواهانی، ببین که عالم برای کیست؟! و او کجاست؟
گویند هر کسی که خود را شناخت خدا را می شناسد.
و خود را خود می شناسد و لاغیر.
و اگر خود را شناختی ، خدا را یافتی و اگر خدا را یافتی غیر خدا را نخواهی خواند .
این می شود که همه چیز در دنیا فقط می شود ۲، یکی تو و یکی خدا. یکی عبد و یکی معبود.
و بعد از زمانی همه می شوند یک ، خود خدا.
هیچ نداری، همه چیز برای او می شود ، دیگران می گویند: این مال توست ، مقام توست ، همسر توست، فرزند توست.
می گویم:اینها برای من نیست ، امانتی ست نزد من. و من هیچ ندارم جز خودم و خدای خودم .
سعادت در نزدیک شدن به خداست.
او که نزدیک تر ست به ما از رگ گردنمان.
نمی دانم چرا آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم؟! یار در خانه و ما …
کمی بایست، آرام گیر و بجای تفکر در برون، درون را دریاب.
خالص شو. حس کن حضورش را.
آنگاه حس خواهی کرد طعم زیبای خوشی را .
***
راستی کبوتر گمشده، حالش کمی بهتر است.
نمی دانم شاید ، اذن پرواز را گرفته است!!!
صلی الله علیک یا علی ابن موسی الرضا المرتضی ….
کفتر حرم.